خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و دردهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق و بیتأثیری دردهایش نزد او شکایت دارد و به مفاهیمی مانند جوانی، پیری، و ناکامیهای عاطفی اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و ناکامیهای عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۲۵۷ - یار درد بی دلان را دید و تدبیری نکرد
یار درد بی دلان را دید و تدبیری نکرد
وز جفا کاری عفاک الله که تقصیری نکرد ۱
من به ابرویش نظرها دارم و آن بی وفا
زان کمان هرگز مرا شرمندهٔ تیری نکرد ۲
ای که چون آیینه کردی دعویِ روشندلی
از چه آه دردمندان در تو تأثیری نکرد ۳
در حریم خاطر ارباب همّت ره نیافت
هرکه در عهد جوانی خدمت پیری نکرد ۴
از سیه بختی خیالی سوی زلف سرکشش
پی نبرد از راه معنی تا که شبگیری نکرد ۵
وز جفا کاری عفاک الله که تقصیری نکرد ۱
من به ابرویش نظرها دارم و آن بی وفا
زان کمان هرگز مرا شرمندهٔ تیری نکرد ۲
ای که چون آیینه کردی دعویِ روشندلی
از چه آه دردمندان در تو تأثیری نکرد ۳
در حریم خاطر ارباب همّت ره نیافت
هرکه در عهد جوانی خدمت پیری نکرد ۴
از سیه بختی خیالی سوی زلف سرکشش
پی نبرد از راه معنی تا که شبگیری نکرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۶ - یارب کدام دل که ز سوز تو دم نزد
گوهر بعدی:شماره ۲۵۸ - یار در کار دلم کوشش بسیاری کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.