خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، بخشش، غم و شادی صحبت میکند. او از معشوق میخواهد که خطاهایش را ببخشد و به غم و شادیهای زندگی اشاره میکند. همچنین، از خیال و رویا به عنوان بخشی از زندگی یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شراب و غم ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک داشته باشند.
شماره ۲۴۶ - هر خطایی که سزاوار عتابی باشد
هر خطایی که سزاوار عتابی باشد
عفو فرما که تو را نیز صوابی باشد ۱
اگر از گریهٔ غم آن بَرَد چشم مرا
هیچ غم نیست گرش پیش تو آبی باشد ۲
پردهٔ ما بدرد فکر جنون تا که تو را
بر مه از سلسلهٔ مشگ نقابی باشد ۳
گر نباشد خبر از محنت دوران چه عجب
سر خوشی را که به کف جام شرابی باشد ۴
ای خیالی به خیالی شده ای قانع و آن
هم به شرطی ست که در چشم تو خوابی باشد ۵
عفو فرما که تو را نیز صوابی باشد ۱
اگر از گریهٔ غم آن بَرَد چشم مرا
هیچ غم نیست گرش پیش تو آبی باشد ۲
پردهٔ ما بدرد فکر جنون تا که تو را
بر مه از سلسلهٔ مشگ نقابی باشد ۳
گر نباشد خبر از محنت دوران چه عجب
سر خوشی را که به کف جام شرابی باشد ۴
ای خیالی به خیالی شده ای قانع و آن
هم به شرطی ست که در چشم تو خوابی باشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۵ - هر جفایی که کند روی تو نیکو باشد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۷ - هردم از جانب او تیغ بلا می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.