خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج عشق و جدایی سخن میگوید. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خون چکیدن از چشم، رویش لاله به یاد لیلی، و تیغی که خون مردم را میریزد، احساسات عمیق و غمگینانه را بیان میکند. همچنین، از عناصر طبیعت مانند شبنم و گل برای تقویت حس اندوه و زیبایی همزمان استفاده شده است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و تصاویر شاعرانهای مانند خون و تیغ است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و نمادهای کلاسیک دارد.
شماره ۲۲۲ - گر ندیدی کز سرای دیده ام خون می چکد
گر ندیدی کز سرای دیده ام خون می چکد
ساعتی بنشین در او تا بنگری چون می چکد ۱
لاله می روید به یاد روی لیلی تا به حشر
از زمین، هرجا که آب چشم مجنون می چکد ۲
می کشد هردم به قصد خون مردم تیغ تاز
ترک چشمت کز سر شمشیر او خون می چکد ۳
شبنمی باشد که از برگ گل افتد بر زمین
قطره های خون کز آن رخسار گلگون می چکد ۴
دم به دم از روچه می رانی خیالی اشک را
او بر آب از خانهٔ مردم چو بیرون می چکد ۵
ساعتی بنشین در او تا بنگری چون می چکد ۱
لاله می روید به یاد روی لیلی تا به حشر
از زمین، هرجا که آب چشم مجنون می چکد ۲
می کشد هردم به قصد خون مردم تیغ تاز
ترک چشمت کز سر شمشیر او خون می چکد ۳
شبنمی باشد که از برگ گل افتد بر زمین
قطره های خون کز آن رخسار گلگون می چکد ۴
دم به دم از روچه می رانی خیالی اشک را
او بر آب از خانهٔ مردم چو بیرون می چکد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۱ - گر نه با من سر زلفت به جفا پیدا شد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۳ - گر همچونی دم می زنم از سوز دل خون می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.