خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد و سوز عشق نافرجام و دلسوختگی شاعر است. او از جفاهای معشوق، اشکهای بیپایان و سوداهای بیسرانجام میگوید و با تصاویر زیبایی مانند زلف، خال و خط معشوق، احساسات خود را به تصویر میکشد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۲۱ - گر نه با من سر زلفت به جفا پیدا شد
گر نه با من سر زلفت به جفا پیدا شد
در سرم این همه سودا زکجا پیدا شد ۱
تا نهان شد ز نظر صورت روی تو مرا
بر رخ از دیده چه گویم که چه ها پیدا شد ۲
آبم از روی ببرد اشک و نمی دانم چیست
غرض او، که بدین وجه به ما پیدا شد ۳
با وجود خط و خال تو دل سوخته را
هوس مشگ ز سودای خطا پیدا شد ۴
گر نشد ماه نو از ابروی شوخ تو خجل
به چه معنی ز نظر خم زد و ناپیدا شد ۵
عاقبت تا چه شود حال خیالی به رقیب
این چنین کآن سگ بدخوبه گدا پیدا شد ۶
در سرم این همه سودا زکجا پیدا شد ۱
تا نهان شد ز نظر صورت روی تو مرا
بر رخ از دیده چه گویم که چه ها پیدا شد ۲
آبم از روی ببرد اشک و نمی دانم چیست
غرض او، که بدین وجه به ما پیدا شد ۳
با وجود خط و خال تو دل سوخته را
هوس مشگ ز سودای خطا پیدا شد ۴
گر نشد ماه نو از ابروی شوخ تو خجل
به چه معنی ز نظر خم زد و ناپیدا شد ۵
عاقبت تا چه شود حال خیالی به رقیب
این چنین کآن سگ بدخوبه گدا پیدا شد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۰ - گر قدح با لب میگون تو لافی دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۲ - گر ندیدی کز سرای دیده ام خون می چکد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.