خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند انتظار برای رحمت الهی، جستجوی وصال با معشوق حقیقی، وحدت وجود، و پذیرش تقدیر میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند نسیم رحمت، جاذبهٔ عنایت، گنج وحدت، و جام غم استفاده کرده است تا احساسات عمیق روحانی و عرفانی خود را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارند.
شماره ۱۴۶ - تا ز نسیم رحتمش رایحهای به ما رسد
تا ز نسیم رحتمش رایحهای به ما رسد
بر سر راه آرزو منتظریم تا رسد ۱
گر کششی نباشد از جاذبهٔ عنایتش
در طلب وصال او کوشش ما کجا رسد ۲
اهل سلوک سر به سر طالب گنج وحدت اند
تا که بپوید این ره و دولت آن که را رسد؟ ۳
چون همه را ز جام غم شربت مرگ خوردن است
زود بود که این قدح از دگری به ما رسد ۴
وه که به شب رسید از او روز خیالی و هنوز
تا که چو شمع بر سرش ز آتش دل چه ها رسد ۵
بر سر راه آرزو منتظریم تا رسد ۱
گر کششی نباشد از جاذبهٔ عنایتش
در طلب وصال او کوشش ما کجا رسد ۲
اهل سلوک سر به سر طالب گنج وحدت اند
تا که بپوید این ره و دولت آن که را رسد؟ ۳
چون همه را ز جام غم شربت مرگ خوردن است
زود بود که این قدح از دگری به ما رسد ۴
وه که به شب رسید از او روز خیالی و هنوز
تا که چو شمع بر سرش ز آتش دل چه ها رسد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - تا زلف رهزن تو ز عنبر کمند کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - تا کافر چشمت ز مژه عزم سپه کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.