خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق نافرجام و رنجهای دل شکسته سخن میگوید. شاعر از نگاه و ابروی معشوق به عنوان عوامل رنج خود یاد میکند و وفاداری خود را به عشقش نشان میدهد، حتی اگر با جفا همراه باشد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی قدیمی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۴۷ - تا کافر چشمت ز مژه عزم سپه کرد
تا کافر چشمت ز مژه عزم سپه کرد
بر خون دلم غمزهٔ تو چشم سیه کرد ۱
این دل که کمین داشت بدآن چشم تو عمری
خم زد به فن ابروی تو تا چشم نگه کرد ۲
مسکین دلم ار خطّ تو را مشگ ختا گفت
دیوانه وشی بود خطا گفت و تبه کرد ۳
این نکته نشد روشنم از ماه که آخر
چندین که به رخسار تو زد لاف چه مه کرد ۴
از راه وفایت به جفا روی نتابم
زاین مرتبه چون عشق توام روی به ره کرد ۵
زآن گونه تو را قصد خیالی ست که گویی
اظهار هواداریِ تو کرد گنه کرد ۶
بر خون دلم غمزهٔ تو چشم سیه کرد ۱
این دل که کمین داشت بدآن چشم تو عمری
خم زد به فن ابروی تو تا چشم نگه کرد ۲
مسکین دلم ار خطّ تو را مشگ ختا گفت
دیوانه وشی بود خطا گفت و تبه کرد ۳
این نکته نشد روشنم از ماه که آخر
چندین که به رخسار تو زد لاف چه مه کرد ۴
از راه وفایت به جفا روی نتابم
زاین مرتبه چون عشق توام روی به ره کرد ۵
زآن گونه تو را قصد خیالی ست که گویی
اظهار هواداریِ تو کرد گنه کرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - تا ز نسیم رحتمش رایحهای به ما رسد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - تا گرد عارض تو خط سبز بردمید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.