خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی از مولانا، به موضوع عشق الهی و رهایی از خود برای رسیدن به حقیقت می‌پردازد. با استفاده از نمادهایی مانند نی، عود، کعبه و محراب، شاعر از سوز عشق و هجران سخن می‌گوید و بر ضرورت فانی شدن در راه عشق تأکید می‌کند. در نهایت، زیان‌بار بودن عشق مجازی و سودای زلف معشوق را بیان می‌دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از نمادهای پیچیده، درک این شعر را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌سازد. همچنین، برخی از مضامین مانند فنا در عشق الهی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۴ - باز آواز نی و فریاد درد انگیز عود

باز آواز نی و فریاد درد انگیز عود
بی دلان را در حریم کعبهٔ جان ره نمود ۱

تا مقرّر شد که داغ عشق و سوز هجر چیست
در میان چنگ و نی بسیار شد گفت و شنود ۲

بود داغ عشق بر جان و نبود از جان اثر
در ازل این بود ما را حاصل از بود و نبود ۳

گر مرادت دولت باقی ست فانی شو ز خویش
کاین حکایت بی عدم بودن نمی گیرد وجود ۴

قبلهٔ رخسار تو چون پرده از رو بر گرفت
دید ابروی تو را محراب و آمد در سجود ۵

زلف تو سر حلقهٔ بازار سودا شد ولی
جز زیان مسکین خیالی را از این سودا چه سود ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۳ - باد از هوای کوی تو پیغام می دهد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵ - باد اگر یاد سرو ما نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.