خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر عاشقانه، از زیبایی معشوق و احساسات خود سخن میگوید. او به یاری معشوق سوگند یاد میکند که هوایی جز او ندارد و در باغ هیچ گلی به زیبایی معشوق نیست. همچنین، شاعر از بیتوجهی معشوق شکایت کرده و هشدار میدهد که فریب ظاهر را نخورد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک زیباییشناسی و ادبی این شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۰ - تا سرو مرا عارض چون یاسمنی هست
تا سرو مرا عارض چون یاسمنی هست
در هر چمنی نغمه سرایی چو منی هست ۱
سوگند به یاری که هوای دگرم نیست
روزی که مرا بر سر کویت وطنی هست ۲
باور نتوان کرد که در باغ به خوبی
چون عارض تو یاسمنی یا، سمنی هست ۳
ای شوخ که هیچت به دعاگو نظری نیست
بر گوی اگر از طرف او سخنی هست ۴
زنهار که بر شیوهٔ آن چشم خیالی
فتنه نشوی ز آن که در آن فتنه فنی هست ۵
در هر چمنی نغمه سرایی چو منی هست ۱
سوگند به یاری که هوای دگرم نیست
روزی که مرا بر سر کویت وطنی هست ۲
باور نتوان کرد که در باغ به خوبی
چون عارض تو یاسمنی یا، سمنی هست ۳
ای شوخ که هیچت به دعاگو نظری نیست
بر گوی اگر از طرف او سخنی هست ۴
زنهار که بر شیوهٔ آن چشم خیالی
فتنه نشوی ز آن که در آن فتنه فنی هست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - تا سر زلف تو در دست صبا افتاده ست
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - تا سنبل زلفت خبر از گلشن جان گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.