خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه از غم، جفا، و زیبایی معشوق سخن میگوید. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خنجر خونریز، ماه رخسار، شمع خجالتزده، و لاله سرمست، احساسات عمیق و عاشقانه را به تصویر میکشد. همچنین، اشارهای به مضامین عرفانی مانند تشنگی معنوی و گوهر وجود دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، همراه با استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و مضامین نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
شماره ۴۴ - تا به خون ریزی غمت خنجر گرفت
تا به خون ریزی غمت خنجر گرفت
کاکلت رسم جفا از سر گرفت ۱
ماهِ رخسار تو را در جمع دوش
دید شمع و از خجالت درگرفت ۲
لاله زآن دم ساقی بزم تو شد
کز سرمستی به کف ساغر گرفت ۳
چون بلال خال مشکینت به خون
تشنه شد جا بر لب کوثر گرفت ۴
از نم چشم خیالی عاقبت
سر به سر خاک درت گوهر گرفت ۵
کاکلت رسم جفا از سر گرفت ۱
ماهِ رخسار تو را در جمع دوش
دید شمع و از خجالت درگرفت ۲
لاله زآن دم ساقی بزم تو شد
کز سرمستی به کف ساغر گرفت ۳
چون بلال خال مشکینت به خون
تشنه شد جا بر لب کوثر گرفت ۴
از نم چشم خیالی عاقبت
سر به سر خاک درت گوهر گرفت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - پیشِ رخِ تو قصّهٔ یوسف حکایت است
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.