خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره هدایت الهی، عشق، و بینش معنوی است. شاعر اشاره میکند که توفیق و گنج هدایت همراه اوست و خود را از اهل غم و خرابات میداند. او همچنین بر اهمیت بینش درونی تأکید دارد و عشق را همچون آب حیات میپندارد. در پایان، شاعر به حضور پررنگ قدرت و شکوه الهی در همه جا اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم فلسفی دارد.
شماره ۴۵ - تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست
تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست
گنج تحقیق هدایت به دل آگه ماست ۱
ما نه اکنون ز مقیمان خرابات غمیم
دیر باز است که این دیر حوالتگه ماست ۲
آن گلی را که در این باغ درختی ست بلند
گر نبینیم قصور از نظر کوته ماست ۳
تا قدم همچو خِضِر در طرف عشق زدیم
گر همه آب حیات است که خاک ره ماست ۴
ای خیالی تو خود از چشم فتادی ورنه
همه جا کوکبهٔ دولت شاهنشه ماست ۵
گنج تحقیق هدایت به دل آگه ماست ۱
ما نه اکنون ز مقیمان خرابات غمیم
دیر باز است که این دیر حوالتگه ماست ۲
آن گلی را که در این باغ درختی ست بلند
گر نبینیم قصور از نظر کوته ماست ۳
تا قدم همچو خِضِر در طرف عشق زدیم
گر همه آب حیات است که خاک ره ماست ۴
ای خیالی تو خود از چشم فتادی ورنه
همه جا کوکبهٔ دولت شاهنشه ماست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - تا به خون ریزی غمت خنجر گرفت
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - تا دل از سیر و سلوک رهش آگاهی یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.