خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، غم و اندوه ناشی از شکست عشق و ناامیدی را بیان می‌کند. شاعر از شکست عهد و پیمان، فریب‌خوردگی دل، و از دست دادن سرمایه‌های وجودی مانند قلب و امید سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به گذرا بودن دنیا و بی‌ثباتی آن دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه همراه با اشارات به ناامیدی و شکست، نیازمند درک و بلوغ عاطفی است که معمولاً از نوجوانی به بعد قابل درک می‌شود.

مشاهده کامل

شماره ۴۲ - بی رخ آن مه که شام زلف را درهم شکست

بی رخ آن مه که شام زلف را درهم شکست
چون فلک پشتِ امید من ز بار غم شکست ۱

راستی را هر دلی کز مردم صاحب نظر
برد چشم دل فریبش، زلف خم در خم شکست ۲

بیش از این عهد درستان مشکن ای شوخ و بترس
چون ز عهد نادرست افتاد بر آدم شکست ۳

ساقیا در دور می خواری غم دوران مخور
کاین همان دور است ای غافل که جام جم شکست ۴

حاصل از سرمایهٔ هستی خیالی را به دست
نقد قلبی بود، در دست غمت آنهم شکست ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱ - بیا که بی خبران را خبر ز روی نکو نیست
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - پیشِ رخِ تو قصّهٔ یوسف حکایت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.