خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق نافرجام و درد فراق می‌گوید. او نه توانایی ترک یار را دارد و نه تحمل دیدارش را. دلش در آتش عشق می‌سوزد و اشک‌هایش چون گوهرهایی بر راه دل می‌ریزد. در نهایت، از بی‌چارگی خود در این عشق سخن می‌گوید.

مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۷ - نه رای آنکه به ترک دیار و یار کنم

نه رای آنکه به ترک دیار و یار کنم
نه جای آنکه سر کویش اختیار کنم

نه روی آنکه تحمل کنم به بوی امید
نه روز آنکه شب وصل را شمار کنم

سزای من دلم از دیده در کنار نهاد
چو قصد رفتن آن راه بی کنار کنم

ز راه دیده هر آن گوهرم که جمع شود
به دامن آرم و بر راه دل نثار کنم

همی چه گویم و خود کرده را چه چاره توان
بدین حدیث که کردم خود اقتصار کنم
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶ - از نسیم زلفش ای باد سحر
گوهر بعدی:شماره ۸ - در محیطی فکنده ام زورق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.