خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و عاشقی سخن میگوید و از لحظات عاشقانه و بیداری در شب صحبت میکند. شاعر از خروس به عنوان نماد بیداری و از عشاق به عنوان کسانی که هنوز از عشق سیر نشدهاند یاد میکند. همچنین، از زیبایی یار و لحظات ناب عاشقانه سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۳۱۸ - امشب مگر به وقت نمیخواند این خروس
امشب مگر به وقت نمیخواند این خروس
عشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوس ۱
پستان یار در خم گیسوی تابدار
چون گوی عاج در خم چوگان آبنوس ۲
یک شب که دوست فتنه خفتست زینهار
بیدار باش تا نرود عمر بر فسوس ۳
تا نشنوی ز مسجد آدینه بانگ صبح
یا از در سرای اتابک غریو کوس ۴
لب بر لبی چو چشم خروس ابلهی بود
برداشتن بگفته بیهوده خروس ۵
عشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوس ۱
پستان یار در خم گیسوی تابدار
چون گوی عاج در خم چوگان آبنوس ۲
یک شب که دوست فتنه خفتست زینهار
بیدار باش تا نرود عمر بر فسوس ۳
تا نشنوی ز مسجد آدینه بانگ صبح
یا از در سرای اتابک غریو کوس ۴
لب بر لبی چو چشم خروس ابلهی بود
برداشتن بگفته بیهوده خروس ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۷ - بوی بهار آمد بنال ای بلبل شیرین نفس
گوهر بعدی:غزل ۳۱۹ - هر که بی دوست میبرد خوابش
نظرها و حاشیه ها
۱
لب بر لبی چو چشم خروس ابلهی بود. برداشتن به گفته بیهوده خروس .
مشبه و مشبه و به - وجه شبه - ادات تشبیه - و نوع تشبیه را به اعتبار طرفین در بیت بالا پیدا کنید
میشه لطفا کمکم کنید