خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و علاقهی شدید خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که برای رسیدن به او درد و رنج بسیاری متحمل شده است. او اشاره میکند که تمام خواستههایش برآورده شده و عشق به معشوق، همهی وجودش را تسخیر کرده است. در نهایت، شاعر میگوید که دل خود را فدای معشوق کرده و آن را به دامان او سپرده است.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۳۱ - ای کوی تو درد و غم فراوان بردیم
ای کوی تو درد و غم فراوان بردیم
القصه که هرچه خواستیم آن بردیم ۱
سودای سر زلف تو سود است همه
یک دل دادیم و دل به دامان بردیم ۲
القصه که هرچه خواستیم آن بردیم ۱
سودای سر زلف تو سود است همه
یک دل دادیم و دل به دامان بردیم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - دی با کوری کش از خسان می بینم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - تا از سر کوی آن صنم دور شدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.