خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و احساسات عمیق خود سخن میگوید. او از سوز عشق، بوی یار، و ناتوانی در پنهان کردن احساساتش میگوید. همچنین، شاعر به قدرت عشق و ناتوانی عقل در برابر آن اشاره میکند. در پایان، شاعر از شبهای بیقراری و انتظار دیدار معشوق سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۲۵۵ - تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود
تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود
گمان مبر که برآید ز خام هرگز دود ۱
چو هر چه میرسد از دست اوست فرقی نیست
میان شربت نوشین و تیغ زهرآلود ۲
نسیم باد صبا بوی یار من دارد
چو باد خواهم از این پس به بوی او پیمود ۳
همیگذشت و نظر کردمش به گوشه چشم
که یک نظر بربایم مرا ز من بربود ۴
به صبر خواستم احوال عشق پوشیدن
دگر به گل نتوانستم آفتاب اندود ۵
سوار عقل که باشد که پشت ننماید
در آن مقام که سلطان عشق روی نمود ۶
پیام ما که رساند به خدمتش که رضا
رضای توست گرم خسته داری ار خشنود ۷
شبی نرفت که سعدی به داغ عشق نگفت
دگر شب آمد و کی بی تو روز خواهد بود ۸
گمان مبر که برآید ز خام هرگز دود ۱
چو هر چه میرسد از دست اوست فرقی نیست
میان شربت نوشین و تیغ زهرآلود ۲
نسیم باد صبا بوی یار من دارد
چو باد خواهم از این پس به بوی او پیمود ۳
همیگذشت و نظر کردمش به گوشه چشم
که یک نظر بربایم مرا ز من بربود ۴
به صبر خواستم احوال عشق پوشیدن
دگر به گل نتوانستم آفتاب اندود ۵
سوار عقل که باشد که پشت ننماید
در آن مقام که سلطان عشق روی نمود ۶
پیام ما که رساند به خدمتش که رضا
رضای توست گرم خسته داری ار خشنود ۷
شبی نرفت که سعدی به داغ عشق نگفت
دگر شب آمد و کی بی تو روز خواهد بود ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۴ - اخترانی که به شب در نظر ما آیند
گوهر بعدی:غزل ۲۵۶ - نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.