این متن شعری از سعدی است که در آن به ارزش دوستی و وفاداری تأکید شده است. شاعر بیان میکند که حتی اگر همه دنیا دشمن باشند، دوست همچون مرهمی است که دردها را تسکین میدهد. همچنین، او از زیبایی و جمال دوست سخن میگوید و تأکید میکند که این زیبایی در زمانهی کنونی نادر است. شاعر از شنیدن سخنان معتقدان و پرهیز از فریبخوردگی توسط دیگران نیز سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم عرفانی و اخلاقی آن نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۲۴۷ - با دوست باش گر همه آفاق دشمنند
کاو مرهم است اگر دگران نیش میزنند ۱
ای صورتی که پیش تو خوبان روزگار
همچون طلسم پای خجالت به دامنند ۲
یک بامداد اگر بخرامی به بوستان
بینی که سرو را ز لب جوی برکنند ۳
تلخ است پیش طایفهای جور خوبروی
از معتقد شنو که شکر میپراکنند ۴
ای متقی گر اهل دلی دیدهها بدوز
کاینان به دل ربودن مردم معینند ۵
یا پردهای به چشم تأمل فروگذار
یا دل بنه که پرده ز کارت برافکنند ۶
جانم دریغ نیست ولیکن دل ضعیف
صندوق سر توست نخواهم که بشکنند ۷
حسن تو نادر است در این عهد و شعر من
من چشم بر تو و همگان گوش بر منند ۸
گویی جمال دوست که بیند چنان که اوست
الا به راه دیده سعدی نظر کنند ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.