خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از سعدی بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و تناقضات درونی است. شاعر از عشق و مهربانی سخن می‌گوید، اما در عین حال از نامهربانی و سنگدلی نیز یاد می‌کند. او از پیری و جوانی روح خود می‌گوید و اینکه عقل در برابر عشق ناتوان است. شعر با امید به دیدار معشوق و شیرین‌زبانی شاعر به پایان می‌رسد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل مفاهیم عشق، پیری، و تناقضات درونی نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۲۴۵ - هر که بی او زندگانی می‌کند

هر که بی او زندگانی می‌کند
گر نمی‌میرد گرانی می‌کند ۱

من بر آن بودم که ندهم دل به عشق
سروبالا دلستانی می‌کند ۲

مهربانی می‌نمایم بر قدش
سنگدل نامهربانی می‌کند ۳

برف پیری می‌نشیند بر سرم
همچنان طبعم جوانی می‌کند ۴

ماجرای دل نمی‌گفتم به خلق
آب چشمم ترجمانی می‌کند ۵

آهن افسرده می‌کوبد که جهد
با قضای آسمانی می‌کند ۶

عقل را با عشق زور پنجه نیست
احتمال از ناتوانی می‌کند ۷

چشم سعدی در امید روی یار
چون دهانش درفشانی می‌کند ۸

هم بود شوری در این سر بی خلاف
کاین همه شیرین زبانی می‌کند ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۴ - یار با ما بی‌وفایی می‌کند
گوهر بعدی:غزل ۲۴۶ - دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.