خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و فراق معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که درد عشق او را به ناله وامی‌دارد. او از بی‌چارگی خود در برابر غم عشق و ناتوانی در یافتن لذت بدون معشوق می‌گوید و از این که غم عشق در دلش جای گرفته است، سخن می‌راند. در پایان، شاعر از بی‌چارگی خود در برابر غم عشق و ناتوانی در یافتن چاره می‌نالد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۲۲۰ - دلم خیال تو را رهنمای می‌داند

دلم خیال تو را رهنمای می‌داند
جز این طریق ندانم خدای می‌داند ۱

ز درد روبه عشقت چو شیر می‌نالم
اگر چه همچو سگم هرزه لای می‌داند ۲

ز فرقت تو نمی‌دانم ایچ لذت عمر
به چشم‌های کش دلربای می‌داند ۳

بسی بگشت و غمت در دلم مقام گرفت
کجا رود که هم آن جای جای می‌داند ۴

به حال سعدی بیچاره قهقهه چه زنی
که چاره در غم تو های های می‌داند ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۹ - کسی که روی تو دیده‌ست حال من داند
گوهر بعدی:غزل ۲۲۱ - مجلس ما دگر امروز به بستان ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.