خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، فراق، صبر و ناکامی در عشق میپردازد. شاعر از احساسات عمیق عاشقانه، درد فراق و ناتوانی در تحمل صبر سخن میگوید. همچنین به این موضوع اشاره میکند که عشق و فراق باعث رشد و پختگی انسان میشود و بدون تجربه این احساسات، زندگی ناقص و ناپخته خواهد بود.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. مفاهیمی مانند عشق، فراق و صبر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد.
غزل ۱۴۱ - هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت ۱
یاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت ۲
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت ۳
مشعلهای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت ۴
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت ۵
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت ۶
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت ۷
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت ۸
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
می چو فرو شد به کام عقل به ناکام رفت ۹
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت ۱
یاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت ۲
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت ۳
مشعلهای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت ۴
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت ۵
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت ۶
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت ۷
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت ۸
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
می چو فرو شد به کام عقل به ناکام رفت ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۰ - چشمت چو تیغ غمزه خونخوار برگرفت
گوهر بعدی:غزل ۱۴۲ - ای کسوت زیبایی بر قامت چالاکت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.