خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که تنها نگاه پاک می‌تواند این زیبایی را درک کند. شاعر از عشق و فداکاری خود نسبت به معشوق صحبت می‌کند و از این که حاضر است حتی در خاک درگاه معشوق فدا شود. او همچنین از قدرت و عظمت معشوق سخن می‌گوید و این که هر چه معشوق بخواهد، انجام می‌دهد و هیچ کس نمی‌تواند از او بیم داشته باشد یا از او شکایت کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۴۲ - ای کسوت زیبایی بر قامت چالاکت

ای کسوت زیبایی بر قامت چالاکت
زیبا نتواند دید الا نظر پاکت ۱

گر منزلتی دارم بر خاک درت میرم
باشد که گذر باشد یک روز بر آن خاکت ۲

دانم که سرم روزی در پای تو خواهد شد
هم در تو گریزندم دست من و فتراکت ۳

ای چشم خرد حیران در منظر مطبوعت
وی دست نظر کوتاه از دامن ادراکت ۴

گفتم که نیاویزم با مار سر زلفت
بیچاره فروماندم پیش لب ضحاکت ۵

مه روی بپوشاند خورشید خجل ماند
گر پرتو روی افتد بر طارم افلاکت ۶

گر جمله ببخشایی فضلست بر اصحابت
ور جمله بسوزانی حکمست بر املاکت ۷

خون همه کس ریزی از کس نبود بیمت
جرم همه کس بخشی از کس نبود باکت ۸

چندان که جفا خواهی می‌کن که نمی‌گردد
غم گرد دل سعدی با یاد طربناکت ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۱ - هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۴۳ - این که تو داری قیامتست نه قامت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.