خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی خود به معشوقی زیبا و دلربا سخن میگوید. او بیان میکند که صبرش در برابر زیبایی معشوق کم است و دلش در جستجوی اوست. همچنین، شاعر از جفاهای دیگران و بیتوجهی به دشمنان و بدگویان صحبت میکند و تأکید میکند که مرد باید در برابر جفاها صبور باشد و ناله نکند. در نهایت، شاعر از میل انسان به زیبایی و جمال دفاع میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، مفاهیمی مانند صبر در برابر جفا و میل به زیبایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۲۳ - در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست
در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست
از گل و لاله گزیرست و ز گلرویان نیست ۱
دل گم کرده در این شهر نه من میجویم
هیچ کس نیست که مطلوب مرا جویان نیست ۲
آن پری زاده مه پاره که دلبند منست
کس ندانم که به جان در طلبش پویان نیست ۳
ساربانا خبر از دوست بیاور که مرا
خبر از دشمن و اندیشه بدگویان نیست ۴
مرد باید که جفا بیند و منت دارد
نه بنالد که مرا طاقت بدخویان نیست ۵
عیب سعدی مکن ای خواجه اگر آدمیی
کآدمی نیست که میلش به پری رویان نیست ۶
از گل و لاله گزیرست و ز گلرویان نیست ۱
دل گم کرده در این شهر نه من میجویم
هیچ کس نیست که مطلوب مرا جویان نیست ۲
آن پری زاده مه پاره که دلبند منست
کس ندانم که به جان در طلبش پویان نیست ۳
ساربانا خبر از دوست بیاور که مرا
خبر از دشمن و اندیشه بدگویان نیست ۴
مرد باید که جفا بیند و منت دارد
نه بنالد که مرا طاقت بدخویان نیست ۵
عیب سعدی مکن ای خواجه اگر آدمیی
کآدمی نیست که میلش به پری رویان نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۲ - در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۴ - روز وصلم قرار دیدن نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.