خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی است. شاعر از درد هجران و جدایی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که تحمل این درد برایش سخت است. او از ناتوانی در شنیدن موسیقی و ناامیدی از رسیدن به معشوق می‌گوید و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که باید به خداوند پناه ببرد. متن همچنین حاوی مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که با استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های زیبا بیان شده‌اند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۴ - روز وصلم قرار دیدن نیست

روز وصلم قرار دیدن نیست
شب هجرانم آرمیدن نیست ۱

طاقت سر بریدنم باشد
وز حبیبم سر بریدن نیست ۲

مطرب از دست من به جان آمد
که مرا طاقت شنیدن نیست ۳

دست بیچاره چون به جان نرسد
چاره جز پیرهن دریدن نیست ۴

ما خود افتادگان مسکینیم
حاجت دام گستریدن نیست ۵

دست در خون عاشقان داری
حاجت تیغ برکشیدن نیست ۶

با خداوندگاری افتادم
کش سر بنده پروریدن نیست ۷

گفتم ای بوستان روحانی
دیدن میوه چون گزیدن نیست ۸

گفت سعدی خیال خیره مبند
سیب سیمین برای چیدن نیست ۹
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۹ ۱۱۲۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۳ - در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۵ - کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.