خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن بیانگر عشق و ارادت عمیق شاعر به معشوق است. شاعر سختی‌ها و رنج‌های عشق را با آغوش باز می‌پذیرد و آن‌ها را بخشی از تربیت و درمان می‌داند. او از دوری معشوق رنج می‌برد و از بی‌تفاوتی دیگران نسبت به ارزش‌های روحانی انتقاد می‌کند. شاعر همچنین به نادانی برخی افراد اشاره می‌کند که عشق را تنها در ظواهر مادی می‌بینند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتقادی و فلسفی موجود در متن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

غزل ۸۲ - هزار سختی اگر بر من آید آسان است

هزار سختی اگر بر من آید، آسان است
که دوستی و ارادت، هزار چندان است ۱

سفر دراز نباشد به پای طالبِ دوست
که خارِ دشتِ محبت، گل است و ریحان است ۲

اگر تو جور کنی جور نیست، تربیت‌ست
وگر تو داغ نهی، داغ نیست، درمان است ۳

نه آبروی، که گر خون دل بخواهی ریخت
مخالفت نکنم، آن کنم که فرمان است ۴

ز عقل من عجب آید صواب‌گویان را
که دل به دست تو دادن، خلاف در جان است ۵

من از کنار تو دور اوفتاده‌ام، نه عجب!
گَرم قرار نباشد، که داغِ هجران است ۶

عجب در آن سر زلف مُعَنْبَرِ مَفتول
که در کنار تو خسبد، چرا پریشان است؟ ۷

جماعتی که ندانند حظِ روحانی
تفاوتی که میان دَواب و انسان است ۸

گمان برند که در باغ عشق، سعدی را
نظر به سیب زنخدان و نار پستان است ۹

مرا هرآینه خاموش بودن اولی‌تر
که جهل پیش خردمند، عذرِ نادان است ۱۰

وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی و لا أُزَکِّیها
که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۱ - چه روی است آن که پیش کاروان است
گوهر بعدی:غزل ۸۳ - مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.