خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر درد و رنج شاعر از دوری یار و گرفتاری در زندان زندگی است. شاعر از اشکهایش سخن میگوید و از یار میخواهد که اگر بازگردد، وفادار باشد. همچنین، او به طبیبان و رفیقانش اشاره میکند که از درد او آگاهند اما قادر به درمانش نیستند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، مفاهیمی مانند درد، دوری، و انتظار نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۸۲ - دولت وصلش میسر کی شود بی جستجوی؟
دولت وصلش میسر کی شود بی جستجوی؟
گر وصال کعبه میخواهی سخن در راه گوی ۱
باغ گو عشرتگه مرغان فارغبال باش
ما گرفتاران به زندان قفس کردیم خوی ۲
از فغان زار من گشته رفیقان دردمند
وز دل بیمار من مانده طبیبان چاره جوی ۳
جویها بر روی من پیدا شد از سیلاب اشک
ای بکویت آبروی دردمندان آب جوی ۴
یار اگر برگشت، شاهی در وفا یکروی باش
کاندر این بستانسرا هستند رعنایان دوروی ۵
گر وصال کعبه میخواهی سخن در راه گوی ۱
باغ گو عشرتگه مرغان فارغبال باش
ما گرفتاران به زندان قفس کردیم خوی ۲
از فغان زار من گشته رفیقان دردمند
وز دل بیمار من مانده طبیبان چاره جوی ۳
جویها بر روی من پیدا شد از سیلاب اشک
ای بکویت آبروی دردمندان آب جوی ۴
یار اگر برگشت، شاهی در وفا یکروی باش
کاندر این بستانسرا هستند رعنایان دوروی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۱ - ای که در بزم طرب جام دمادم میزنی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳ - خال که بر عارض مهوش نهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.