خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از عشق و تسلیم بیقید و شرط خود در برابر معشوق سخن میگوید. او از رنجهای عشق و فداکاریهای خود یاد میکند و بیان میکند که با وجود تمام دردها، همچنان عاشقانه به معشوق وفادار است. شاعر همچنین از یادگیری عشق از استاد ازل و رهایی از فکر دنیا صحبت میکند و در نهایت از معشوق میخواهد که بازگردد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۳۳ - ما جان بتمنای تو در بیم نهادیم
ما جان بتمنای تو در بیم نهادیم
چون تیغ کشیدی، سر تسلیم نهادیم ۱
پیکان تو چون از دل مجروح کشیدیم
صد بوسه بر آن از پی تعظیم نهادیم ۲
ز استاد ازل عشق بتان یاد گرفتیم
انگشت چو بر تخته تعلیم نهادیم ۳
از فکر جهان فارغ و آزاد نشستیم
تا پای در این ورطه پر بیم نهادیم ۴
هر چند دونیم است ز هجرت دل شاهی
باز آی که ما جمله به یک نیم نهادیم ۵
چون تیغ کشیدی، سر تسلیم نهادیم ۱
پیکان تو چون از دل مجروح کشیدیم
صد بوسه بر آن از پی تعظیم نهادیم ۲
ز استاد ازل عشق بتان یاد گرفتیم
انگشت چو بر تخته تعلیم نهادیم ۳
از فکر جهان فارغ و آزاد نشستیم
تا پای در این ورطه پر بیم نهادیم ۴
هر چند دونیم است ز هجرت دل شاهی
باز آی که ما جمله به یک نیم نهادیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۲ - ما دل به چین زلف دلارام بسته ایم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۴ - دلا ز عشق بتان چند یار غم باشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.