خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از بخت ناگوار خود شکایت میکند. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند سرو و چنگ، احساسات خود را بیان میکند و در مقابل واعظ و سخنان او موضع میگیرد. در نهایت، شاعر به رابطهی بندگی و شاهی اشاره میکند و التفات گاهگاه را طلب میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهی عمیق است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۱۳ - پرده بگشا ز روی چون مه خویش
پرده بگشا ز روی چون مه خویش
که بجانم ز بخت گمره خویش ۱
میکشد سرو، پیش بالایت
شرمساری ز قد کوته خویش ۲
مینوازم چو چنگ در بر خود
که فراموش میکنم ره خویش ۳
واعظا، ما و ناله دف و نی
تو و گفتار ناموجه خویش ۴
شاهی از بندگان تست، از او
وامگیر التفات گه گه خویش ۵
که بجانم ز بخت گمره خویش ۱
میکشد سرو، پیش بالایت
شرمساری ز قد کوته خویش ۲
مینوازم چو چنگ در بر خود
که فراموش میکنم ره خویش ۳
واعظا، ما و ناله دف و نی
تو و گفتار ناموجه خویش ۴
شاهی از بندگان تست، از او
وامگیر التفات گه گه خویش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - هر که کوی تو ساخت مسکن خویش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - کنون که موسم عیش است و باده گلرنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.