خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق و فداکاری سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق و فداکاریهای ناشی از آن صحبت میکند و از مفاهیمی مانند سوختن در راه عشق، دوری از وطن و آرزوی وصال استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر مانند 'خون خود میکند بگردن خویش' یا 'شمع، پروانه را بسوخت' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۱۲ - هر که کوی تو ساخت مسکن خویش
هر که کوی تو ساخت مسکن خویش
خون خود میکند بگردن خویش ۱
دانه خال پیش رخ بنمای
تا گل آتش زند به خرمن خویش ۲
شمع، پروانه را بسوخت، ولیک
زود بریان شود به روغن خویش ۳
تا گل از باد صبح بوی تو یافت
جامه ها پاره کرد بر تن خویش ۴
گر دلم چاک دامن افتاده است
خوشم از چشم پاکدامن خویش ۵
هست شاهی ز آستان تو دور
مرغ آواره از نشیمن خویش ۶
خون خود میکند بگردن خویش ۱
دانه خال پیش رخ بنمای
تا گل آتش زند به خرمن خویش ۲
شمع، پروانه را بسوخت، ولیک
زود بریان شود به روغن خویش ۳
تا گل از باد صبح بوی تو یافت
جامه ها پاره کرد بر تن خویش ۴
گر دلم چاک دامن افتاده است
خوشم از چشم پاکدامن خویش ۵
هست شاهی ز آستان تو دور
مرغ آواره از نشیمن خویش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱ - هر کسی پهلوی یاری به هوای دل خویش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳ - پرده بگشا ز روی چون مه خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.