خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از دلتنگی، عشق، و بیقراری روح خود سخن میگوید. او از ثبات قدم در راه دوستی، نیاز به درمان روح بیمار، و دوری از ریا در عبادت یاد میکند. همچنین، تنهایی و حسرت او در مقابل شادی دیگران در موسم نوروز به تصویر کشیده شده است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۰۰ - سرو ما را هر زمان دل میکشد سوی دگر
سرو ما را هر زمان دل میکشد سوی دگر
چون گل رعنا که دارد هر طرف روی دگر ۱
هر که دارد روی دل در قبله دیدار او
سهو باشد سجده در محراب ابروی دگر ۲
در طریق دوستی، ثابت قدم چون خاک باش
چون صبا تا چند هر دم بر سر کوی دگر ۳
جان بیمار مرا تاب شکیبایی نماند
ای طبیب، ار عاقلی، جز صبر داروی دگر ۴
پند گویا، بیش از اینم در صف طاعت مخوان
زشت باشد روی در محراب و دل سوی دگر ۵
موسم نوروز و من در کنج تنهایی اسیر
هر کسی در سایه سرو و لب جوی دگر ۶
گر دل شاهی به دشنامی بجوئی دور نیست
زانکه همچون او نمی بینم دعا گوی دگر ۷
چون گل رعنا که دارد هر طرف روی دگر ۱
هر که دارد روی دل در قبله دیدار او
سهو باشد سجده در محراب ابروی دگر ۲
در طریق دوستی، ثابت قدم چون خاک باش
چون صبا تا چند هر دم بر سر کوی دگر ۳
جان بیمار مرا تاب شکیبایی نماند
ای طبیب، ار عاقلی، جز صبر داروی دگر ۴
پند گویا، بیش از اینم در صف طاعت مخوان
زشت باشد روی در محراب و دل سوی دگر ۵
موسم نوروز و من در کنج تنهایی اسیر
هر کسی در سایه سرو و لب جوی دگر ۶
گر دل شاهی به دشنامی بجوئی دور نیست
زانکه همچون او نمی بینم دعا گوی دگر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - ای هر دم از جفای تو دل را غمی دگر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - نه کنج وصل تمنا کنم نه گنج حضور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.