خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد فراق و جدایی از یار است. شاعر با دل سوخته و چشمی گریان از دیار یار خداحافظی میکند و رنج هجران را توصیف مینماید. او از داغ دل و نالههایش میگوید و حال پریشان خود را به تصویر میکشد.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و درد فراق است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱۳ - حالیا رفتیم یاران خیرباد
حالیا رفتیم یاران خیرباد
با دل بریان و سوزان خیرباد ۱
همچو تن کو دور ماند از روان
از تو دور افتادم ای جان خیرباد ۲
با هزاران رنج و محنت زین دیار
میرویم اکنون عزیزان خیرباد ۳
یادگاری می بریم از کوی تو
سینه داغ و چشم گریان خیرباد ۴
صد هزاران ناله آید از دلم
دم بدم از سوز هجران خیرباد ۵
چون جدا افتادم از زلف خوشت
زان سبب گشتم پریشان خیرباد ۶
ای اسیری با شه خوبان بگو
خان و مانم گشت ویران خیرباد ۷
با دل بریان و سوزان خیرباد ۱
همچو تن کو دور ماند از روان
از تو دور افتادم ای جان خیرباد ۲
با هزاران رنج و محنت زین دیار
میرویم اکنون عزیزان خیرباد ۳
یادگاری می بریم از کوی تو
سینه داغ و چشم گریان خیرباد ۴
صد هزاران ناله آید از دلم
دم بدم از سوز هجران خیرباد ۵
چون جدا افتادم از زلف خوشت
زان سبب گشتم پریشان خیرباد ۶
ای اسیری با شه خوبان بگو
خان و مانم گشت ویران خیرباد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۲ - جان ما را میل دل جستن نشد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۴ - کاش آن شوخ جفا پیشه وفائی بکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.