خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد عشق و هجران است. شاعر از بیقراری، انتظار و ناتوانی در رهایی از عشق یار میگوید. با وجود تلاشهای عقلانی، تسکین درد ممکن نشده و امید به دیدار معشوق، آرامش را از شاعر گرفته است. در نهایت، شکرگزار عشق است، حتی با وجود رنجهایش.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند درد عشق و هجران نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۱۲ - جان ما را میل دل جستن نشد
جان ما را میل دل جستن نشد
درد و غم در پیش وی گفتن نشد ۱
وعده کرد امشب که آیم پیش تو
ز انتظارش امشبم خفتن نشد ۲
عقل دوراندیش چندانی که کرد
جوی خون از دیده ها بستن نشد ۳
بر امید آنکه یارم می کشد
در بدر گردیدم و کشتن نشد ۴
خواست دل کز دام هجران بگسلد
عمر آخر گشت و زان جستن نشد ۵
جانم ار دارد فراغ از هر دو کون
لیکن از عشق بتان رستن نشد ۶
ای اسیری شکر کن کز عشق او
هرگزت یک لحظه برگشتن نشد ۷
درد و غم در پیش وی گفتن نشد ۱
وعده کرد امشب که آیم پیش تو
ز انتظارش امشبم خفتن نشد ۲
عقل دوراندیش چندانی که کرد
جوی خون از دیده ها بستن نشد ۳
بر امید آنکه یارم می کشد
در بدر گردیدم و کشتن نشد ۴
خواست دل کز دام هجران بگسلد
عمر آخر گشت و زان جستن نشد ۵
جانم ار دارد فراغ از هر دو کون
لیکن از عشق بتان رستن نشد ۶
ای اسیری شکر کن کز عشق او
هرگزت یک لحظه برگشتن نشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - چو نار هجر او جان میگدازد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - حالیا رفتیم یاران خیرباد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.