خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، به مفاهیمی مانند امید، صبر، عشق، و رنج‌های زندگی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌هایی مانند گوهر، می، و خار، به بیان تجربیات انسانی و فلسفه‌ی زندگی می‌پردازد.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به می و مستی نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۵۳۸ - ننشستن نقش امید، از نقش بد بسیار به

ننشستن نقش امید، از نقش بد بسیار به
آئینه را عریان تنی، از جامه زنگار به ۱

غواص تا دم می زند گوهر نمی آید بکف
گوهرشناس ار کس بود خاموشی از گفتار به ۲

هر لب که بی آهی بود، کم از لب چاهی بود
چشمی که نبود خونفشان از رخنه دیوار به ۳

گر ذره کامل بود، به ز آفتاب ناقص است
گر نیمه باشد خم ز می، زو ساغر سرشار به ۴

سر رابود ربط دگر با می کدو شاید بود
گر گنج قارون باشدت در رهن می دستار به ۵

همت بطاقی نه کز آن، دستت نباشد نارسا
پرواز چون کوته بود، صد بار از آن رفتار به ۶

دلخسته هجر ترا، از وصل می باید دوا
ای چاره ساز از برگ گل، مرهم بزخم خار به ۷

کاری ز مستی در جهان بهتر نمی باشد ولی
آنهم مکرر می شود، بیکاری از هر کار به ۸

نتوان کلیم از وصل می دلشاد در غربت شدن
گر می کشی داری هوس در خانه خمار به ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۳۷ - نمک ز گریه و تأثیر از فغان رفته
گوهر بعدی:غزل ۵۳۹ - عصا و رعشه ای در دست از پیری بما مانده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.