خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان احساسات عمیق و ناامیدیهای انسانی میپردازد. شاعر از تأثیر ناکامیها و رنجهای زندگی سخن میگوید و اشاره میکند که گاهی امیدها و آرزوها از دست میروند. همچنین، او به بیثباتی دنیا و گذرا بودن لحظات زیبا اشاره دارد و از این که گاهی مسیرهای رفتهکاران به گمراهی میانجامد، ابراز تأسف میکند.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و گذرا بودن زندگی نیاز به درک بالاتری از تجربیات انسانی دارد.
غزل ۵۳۷ - نمک ز گریه و تأثیر از فغان رفته
نمک ز گریه و تأثیر از فغان رفته
دعا اثر نکند گر بآسمان رفته ۱
دهان تنگ تو گاهی بچشم می آید
کمر کجاست که یکباره از میان رفته ۲
دل شکفته نماندست در جهان ور هست
گلیست چیدنش از یاد باغبان رفته ۳
چگونه سیل بزنجیر موج بند شود
مگوی پند که ما را ز کف عنان رفته ۴
همه بقدر ادب بهره می برند زدوست
مزاج فهم ز مسند بر آستان رفته ۵
بهار رفت و گلی در چمن نمی شکفد
صبا بسجده آنخاک آستان رفته ۶
ز بسکه پیروی خلق گمرهی آورد
نمی رویم براهی که کاروان رفته ۷
کلیم لاف زبان آوری مزن چندین
که شمع آخر ازین بزم بیزبان رفته ۸
دعا اثر نکند گر بآسمان رفته ۱
دهان تنگ تو گاهی بچشم می آید
کمر کجاست که یکباره از میان رفته ۲
دل شکفته نماندست در جهان ور هست
گلیست چیدنش از یاد باغبان رفته ۳
چگونه سیل بزنجیر موج بند شود
مگوی پند که ما را ز کف عنان رفته ۴
همه بقدر ادب بهره می برند زدوست
مزاج فهم ز مسند بر آستان رفته ۵
بهار رفت و گلی در چمن نمی شکفد
صبا بسجده آنخاک آستان رفته ۶
ز بسکه پیروی خلق گمرهی آورد
نمی رویم براهی که کاروان رفته ۷
کلیم لاف زبان آوری مزن چندین
که شمع آخر ازین بزم بیزبان رفته ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۶ - هیچت خطر از دیده گریان نرسیده
گوهر بعدی:غزل ۵۳۸ - ننشستن نقش امید، از نقش بد بسیار به
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.