شیخی در نیشابور بود که دعوتهای پرزحمتی میکرد. یک مرد مدعی نزد او آمد و چالش چهل روزه بدون غذا خوردن را پیشنهاد داد، فکر میکرد میتواند شیخ را شکست دهد. در طول چهل روز، شیخ چیزی نخورد اما مدعی کمکم ضعیف شد. پس از چهل روز، شیخ پیشنهاد داد چهل روز دیگر با غذا بخورند و به توالت نروند. مدعی که گرسنگی کشیده بود، زیاد خورد و نتوانست تحمل کند، بنابراین توبه کرد و مرید شیخ شد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و چالشهای روحانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین رویکردهای ریاضتکشی و مسائل اخلاقی نیاز به بلوغ فکری دارد.
حکایت ۶۱ - در آن وقت کی شیخ بنشابور بود و آن دعوتهای بتکلف تمام میکرد، قرایی مدعی پیش شیخ آمد و گفت ای شیخ میباید کی با تو چهلۀ بدارم. و آن بیچاره را از ابتداء
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.