متن درباره عشق و محبت الهی است که در آن معشوق (خدا) به دلیل عظمت و ظهورش، قابل دیدن نیست و عاشق (بنده) از این ناتوانی در دیدار رنج میبرد. این درد و محنت بیپایان است، زیرا محبوب در مکان محدود نمیگنجد و محب نیز نمیتواند از مکان خود فراتر رود. اشعار ذکر شده نیز بر این موضوع تأکید دارند که معشوق مانند خورشید در آسمان است و عاشق روی زمین، و هرچه مقصود بزرگتر باشد، یاران کمتر میشوند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، استفاده از اشعار و اصطلاحات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
فصل ۱۰۰
معشوقه چو خورشید گزینی ای دل
او بر فلک و تو بر زمینی ای دل ۲
چون در برخود ورا به بینی ای دل
سر بر زانو بسی نشینی ای دل ۳
وَحیدٌعَنِ الخُلّانِ فی کُلِّ بَلْدَةٍ
اِذا عَظُمَ الْمَطْلُوبُ قَلَّ المُساعِدُ ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.