خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجها و ناکامیهای خود در زندگی میگوید، از بخت سیاه و رقیبانش شکایت دارد و خود را اسیر عشق و دوری از معشوق میداند. او با وجود دانش و ادب، خود را بیخرد و بیادب در عشق میخواند و از فریبکاران بیزار است. همچنین، از دوری و فقر خود گلایه میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فریب و رنجهای عشق ممکن است برای سنین پایینتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۶ - عمریست که دست و گریبانم
عمریست که دست و گریبانم
با بخت سیاه و رقیبانم ۱
هر دیده که روز سیاهم دید
پنداشت که شام غریبانم ۲
بیمار مسیح دمی هستم
نوبت نرسد بطبیبانم ۳
من بندۀ والۀ عشق توام
بیزار ز ساده فریبانم ۴
از عشق تو بی خرد و ادبم
هر چند ادیب ادیبانم ۵
پیمانه ز می چه لبالب شد
حاشا که دگر ز لبیبانم ۶
از مفتقر این همه دوری چیست؟
آخر نه مگر ز قریبانم؟ ۷
با بخت سیاه و رقیبانم ۱
هر دیده که روز سیاهم دید
پنداشت که شام غریبانم ۲
بیمار مسیح دمی هستم
نوبت نرسد بطبیبانم ۳
من بندۀ والۀ عشق توام
بیزار ز ساده فریبانم ۴
از عشق تو بی خرد و ادبم
هر چند ادیب ادیبانم ۵
پیمانه ز می چه لبالب شد
حاشا که دگر ز لبیبانم ۶
از مفتقر این همه دوری چیست؟
آخر نه مگر ز قریبانم؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵ - صهبای خم تو خرابم کرد
گوهر بعدی:شماره ۷ - مهر تو رسانده بماه مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.