خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و غم سخن میگوید، جایی که عشق و غم، شاعر را به تباهی و ذوب شدن میکشاند. او از نگاه و موی معشوق و تأثیرات آن بر خود میگوید و چگونه این عشق او را به وجد و مستی میرساند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و کنایههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۵ - صهبای خم تو خرابم کرد
صهبای خم تو خرابم کرد
سودای غم تو کبابم کرد ۱
زد آتش عشق چنان شرری
در من، که سرا پا آبم کرد ۲
دریای غمت متلاطم شد
چندان که به مثل حبابم کرد ۳
آن غمزه ز تاب و توانم برد
وان طره بپیچش و تابم کرد ۴
وان غمزۀ مست به شیرینی
آسوده ز شور شرابم کرد ۵
مخموری نرگس بیدارش
از نشئه ی خویش به خوابم کرد ۶
رمزی ز اشارۀ ابرویش
عارف بخطا و صوابم کرد ۷
من مفتقرم لیک از کرمش
گنجینۀ دُرّ خوشابم کرد ۸
سودای غم تو کبابم کرد ۱
زد آتش عشق چنان شرری
در من، که سرا پا آبم کرد ۲
دریای غمت متلاطم شد
چندان که به مثل حبابم کرد ۳
آن غمزه ز تاب و توانم برد
وان طره بپیچش و تابم کرد ۴
وان غمزۀ مست به شیرینی
آسوده ز شور شرابم کرد ۵
مخموری نرگس بیدارش
از نشئه ی خویش به خوابم کرد ۶
رمزی ز اشارۀ ابرویش
عارف بخطا و صوابم کرد ۷
من مفتقرم لیک از کرمش
گنجینۀ دُرّ خوشابم کرد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴ - در عشق تو شهرۀ آفاقم
گوهر بعدی:شماره ۶ - عمریست که دست و گریبانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.