شماره ۴۵ - چشم من، پنهان ز چشم مردمان میخواهمت
چشم من، پنهان ز چشم مردمان میخواهمت
جان من، در پهلوی دل همچو جان میخواهمت ۱
شاه من روز از خلایق در زمین میجویمت
ماه من شب از خدای آسمان میخواهمت ۲
گر درست است این که دارد دل خبر از دل چرا
ترک من کردی تو و من همچنان میخواهمت ۳
در گلستان جهان ای سرو باغ زندگی
خرم و شاداب و آزاد و جوان میخواهمت ۴
تا نیفتد چشم بد بر عارض نیکوی تو
چون پری از دیدهی مردم نهان میخواهمت ۵
تو چو من داری بسی کس زان نمیخواهی مرا
من ندارم هیچ کس غیر تو زان میخواهمت ۶
چند باشد از تو روز و روزگار ما سیاه
با رفیق ای ماه چندی مهربان میخواهمت ۷
جان من، در پهلوی دل همچو جان میخواهمت ۱
شاه من روز از خلایق در زمین میجویمت
ماه من شب از خدای آسمان میخواهمت ۲
گر درست است این که دارد دل خبر از دل چرا
ترک من کردی تو و من همچنان میخواهمت ۳
در گلستان جهان ای سرو باغ زندگی
خرم و شاداب و آزاد و جوان میخواهمت ۴
تا نیفتد چشم بد بر عارض نیکوی تو
چون پری از دیدهی مردم نهان میخواهمت ۵
تو چو من داری بسی کس زان نمیخواهی مرا
من ندارم هیچ کس غیر تو زان میخواهمت ۶
چند باشد از تو روز و روزگار ما سیاه
با رفیق ای ماه چندی مهربان میخواهمت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - یار اگر بیگانه از اغیار باشد خوشتر است
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - زاهد به جرم مستی عشقم، شتاب چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.