خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و مستی، غم و عتاب سخن میگوید. او از شراب و کباب به عنوان نمادهایی از عشق و فنا یاد میکند و در نهایت، عشق را به عنوان حجاب ذات الهی توصیف مینماید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند شراب و کباب نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۸ - ریخت خونم که این شراب من است
ریخت خونم که این شراب من است
سوخت جانم که این کباب من است ۱
چونکه چشمش خراب و مستم دید
گفت کاین بیخود و خراب من است ۲
چونکه در بوته غمم بگداخت
گفت در زیر لب که آب من است ۳
چون در آن آب روی خود را دید
گفت کاین عکس آفتاب من است ۴
کرد با عکس روی خویش خطاب
یعنی این مظهرخطاب من است ۵
گفت با تو عتاب ها دارم
گر ترا طاقت عتاب من است ۶
آنچه پرسی ازو جواب شنید
گفت سایل که این جواب من است ۷
مهر رویش بمغربی میگفت
پرتو ذات تو حجاب من است ۸
سوخت جانم که این کباب من است ۱
چونکه چشمش خراب و مستم دید
گفت کاین بیخود و خراب من است ۲
چونکه در بوته غمم بگداخت
گفت در زیر لب که آب من است ۳
چون در آن آب روی خود را دید
گفت کاین عکس آفتاب من است ۴
کرد با عکس روی خویش خطاب
یعنی این مظهرخطاب من است ۵
گفت با تو عتاب ها دارم
گر ترا طاقت عتاب من است ۶
آنچه پرسی ازو جواب شنید
گفت سایل که این جواب من است ۷
مهر رویش بمغربی میگفت
پرتو ذات تو حجاب من است ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷ - دل شد اندر پیچ و تاب حلقه گیسوی اوست
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - آنکس که دیده در طلب او مسافر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.