خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه به توصیف زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از پیچ و تاب گیسوی معشوق، جذبههای بیپایان او، و ناتوانی خود در برابر این عشق سخن میگوید. هر بخش از وجود معشوق برای شاعر بینهایت و مسحورکننده است و راهی به سوی او وجود دارد که پایانی ندارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۴۷ - دل شد اندر پیچ و تاب حلقه گیسوی اوست
دل شد اندر پیچ و تاب حلقه گیسوی اوست
پیچ و تاب حلقه ی گیسوی او بی انتهاست ۱
در سر زلفش ندانم دل کجا افتاده است
تا کدامین موی دارد موی او بی انتهاست ۲
هر کسی را هست راهی سوی او در هر نفس
راها در هر نفس زانسوی او بی انتهاست ۳
ره بکویش هر که برد از وی برون ناید دگر
چون برون آید دگر چون کوی او بی انتهاست ۴
بهر هر دل هر طرف مهراب دیگر مینهد
ابروش زان قبله ابروی وی بی انتهاست ۵
طاقت نیروی بازویش کجا دارد دلم
زانکه دل بیطاقت و نیروی او بی انتهاست ۶
مغربی را کوی دل اندر خم چوگان اوست
عرصه میدان برای کوی او بی انتهاست ۷
پیچ و تاب حلقه ی گیسوی او بی انتهاست ۱
در سر زلفش ندانم دل کجا افتاده است
تا کدامین موی دارد موی او بی انتهاست ۲
هر کسی را هست راهی سوی او در هر نفس
راها در هر نفس زانسوی او بی انتهاست ۳
ره بکویش هر که برد از وی برون ناید دگر
چون برون آید دگر چون کوی او بی انتهاست ۴
بهر هر دل هر طرف مهراب دیگر مینهد
ابروش زان قبله ابروی وی بی انتهاست ۵
طاقت نیروی بازویش کجا دارد دلم
زانکه دل بیطاقت و نیروی او بی انتهاست ۶
مغربی را کوی دل اندر خم چوگان اوست
عرصه میدان برای کوی او بی انتهاست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - نهان پیر تو خویش آفتاب رخت
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - ریخت خونم که این شراب من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.