خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تجربههای عرفانی و عاشقانه خود سخن میگوید. او از ورود به میخانه عشق، نوشیدن درد و رنج عشق، غوطهوری در دریای اشک و یافتن گوهرهای معنوی میگوید. همچنین، او زاهد و واعظ را به دلیل ناتوانی در درک عشق واقعی مورد انتقاد قرار میدهد و عشق را برتر از عقل و بهشت میداند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند میخانه و می ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای نوجوانان داشته باشد.
شماره ۴۹ - فکندم رخت در میخانۀ عشق
فکندم رخت در میخانۀ عشق
کشیدم دُردی از پیمانۀ عشق ۱
به بحر اشک خونین غوطه خوردم
ربودم گوهر یکدانۀ عشق ۲
مخوان زاهد به فردوسم که الحق
ز قصر خلد بِه ویرانۀ عشق ۳
به زنجیر مِی از راهم بگردان
که رسوا می شود دیوانۀ عشق ۴
برو واعظ که در یک سر نگنجد
حدیث عقل با افسانۀ عشق ۵
کشیدم دُردی از پیمانۀ عشق ۱
به بحر اشک خونین غوطه خوردم
ربودم گوهر یکدانۀ عشق ۲
مخوان زاهد به فردوسم که الحق
ز قصر خلد بِه ویرانۀ عشق ۳
به زنجیر مِی از راهم بگردان
که رسوا می شود دیوانۀ عشق ۴
برو واعظ که در یک سر نگنجد
حدیث عقل با افسانۀ عشق ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - اگر چه نیست ترا هیچ پاس اهل وفاق
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - برآنم که گر جامی آرم به چنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.