شاعر در این متن از عزم راسخ خود برای زندگی بیپروا و بیاعتنا به نام و ننگ سخن میگوید. او با تأکید بر گذرا بودن عمر، از شتاب در نوشیدن جام شراب و لذتبردن از زندگی میگوید. همچنین، او از بیباکی در برابر سختیها، مرگ و دشمنان سخن میگوید و از عشق و رنجهای آن یاد میکند. در پایان، او به زیبایی شراب و اشکهایش اشاره کرده و از خردمندی کسی میگوید که طرب را با موسیقی پیوند زده است.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به شراب و مستی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب باشد. با این حال، برای نوجوانان بالای 16 سال که با ادبیات کلاسیک آشنا هستند، این متن میتواند جذاب و آموزنده باشد.
شماره ۵۰ - برآنم که گر جامی آرم به چنگ
زنم سنگ بر شیشۀ نام و ننگ ۱
از آنم شتاب است در دور جام
که دوران عمرم ندارد درنگ ۲
نیندیشم از سختی راه دور
نباشد گرم توسن بخت لنگ ۳
گر افتد بدستم گریبان مرگ
در آغوش جان گیرمش تنگ تنگ ۴
اگر غرق دریای اشکم چه باک
نترسد ز طغیان دریا نهنگ ۵
نرنجم که جانانه ام دست بست
اگرچه به دشمن دهد پالهنگ ۶
بده ساقی آن آب یاقوت فام
ببین بر رخم اشک بیجاده رنگ ۷
چه تدبیر کرد آن خردمند مرد
که پای طرب بست بر پای چنگ ۸
مزن دم ز ناگفتنی کز کمان
چو بگذشت واپس نیاید خدنگ ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.