خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از برق حسن و شعلهای که در باغ میزند سخن میگوید و از تأثیر آن بر دامن و آتش داغ میپرسد. سپس از پیام دوست و تأثیر بیهوشیآور آن بر دماغ سخن میراند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری داشته باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۳۳ - ای برق حسن، شعله به باغ که می زنی؟
ای برق حسن، شعله به باغ که می زنی؟
دامن دگر به آتش داغِ که می زنی؟ ۱
هشیار کو به مجلس ما ای پیام دوست؟
داروی بیهُشی به دماغ که می زنی؟ ۲
دامن دگر به آتش داغِ که می زنی؟ ۱
هشیار کو به مجلس ما ای پیام دوست؟
داروی بیهُشی به دماغ که می زنی؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۲ - ای که بر دیدهٔ اغیار خرامی داری
گوهر بعدی:شماره ۳۳۴ - گره، ز ابروی مسکین نواز وا نکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.