خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد عشق و غمهای ناشی از آن میگوید. او از مسکینی و گدایی خود در میکده سخن میگوید و تأکید میکند که نباید او را با گدایان پارسا اشتباه گرفت. همچنین، از سنگینی غم در دل و رها کردن گریههای مستانه یاد میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از اصطلاحاتی مانند 'میکده' و 'گریهٔ مستانه' ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۳۳۴ - گره، ز ابروی مسکین نواز وا نکنی
گره، ز ابروی مسکین نواز وا نکنی
که چشم آینه را کاسه ی گدا نکنی ۱
اگر چه کاسه به دستم، گدای میکده ام
مرا غلط به گدایان پارسا نکنی ۲
غمت به وادی دل، شد گران رکاب حزین
عنان گریهٔ مستانه را رها نکنی ۳
که چشم آینه را کاسه ی گدا نکنی ۱
اگر چه کاسه به دستم، گدای میکده ام
مرا غلط به گدایان پارسا نکنی ۲
غمت به وادی دل، شد گران رکاب حزین
عنان گریهٔ مستانه را رها نکنی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۳ - ای برق حسن، شعله به باغ که می زنی؟
گوهر بعدی:شماره ۳۳۵ - بی داغ عشق، بر در دل ها چه می روی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.