خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و رنج خود و وطنش میگوید. او از گل زخمی، سیلاب حوادث و خانهخرابهها سخن میگوید و دلش برای عزیزی که به سفر رفته تنگ شده است. این متن سرشار از اندوه و حسرت است.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۳۱ - دارم گل زخمی به جگر تازه و تر، های
دارم گل زخمی به جگر تازه و تر، های
ای دل، بزن از سینه صفیری به اثر، های ۱
بر بوم و برم تاخته سیلاب حوادث
از خانه خرابان توام، های هنر، های ۲
آرام وطن گر سفری شد، عجبی نیست
ما را که چو دل، رفته عزیزی به سفر، های ۳
ای دل، بزن از سینه صفیری به اثر، های ۱
بر بوم و برم تاخته سیلاب حوادث
از خانه خرابان توام، های هنر، های ۲
آرام وطن گر سفری شد، عجبی نیست
ما را که چو دل، رفته عزیزی به سفر، های ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۰ - نشد از گریهٔ مستانه ساقی، دل کنم خالی
گوهر بعدی:شماره ۳۳۲ - ای که بر دیدهٔ اغیار خرامی داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.