خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود مانند غم، عشق و شرمساری سخن میگوید. او از گریههای مستانه، دلتنگی برای معشوق و نیاز به نوازش غمانگیز میگوید. همچنین، از شرمساری ناشی از همت مردانه و بخشش سخن میراند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۳۰ - نشد از گریهٔ مستانه ساقی، دل کنم خالی
نشد از گریهٔ مستانه ساقی، دل کنم خالی
من دریاکش، این پیمانه را مشکل کنم خالی ۱
نوازش از غم جانان، ز من قالب تهی کردن
چو صاحب خانه آید، بایدم منزل کنم خالی ۲
حزین از همّت مردانه، دارم شرمساری ها
اگر دریا و کان، در دامن سائل کنم خالی ۳
من دریاکش، این پیمانه را مشکل کنم خالی ۱
نوازش از غم جانان، ز من قالب تهی کردن
چو صاحب خانه آید، بایدم منزل کنم خالی ۲
حزین از همّت مردانه، دارم شرمساری ها
اگر دریا و کان، در دامن سائل کنم خالی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۹ - سحاب خشک، دیگر از کجا پیدا کند اشکی؟
گوهر بعدی:شماره ۳۳۱ - دارم گل زخمی به جگر تازه و تر، های
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.