خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و اشتیاق شدید و ناکامی در رسیدن به معشوق سخن میگوید. تصاویری مانند لب میگون، مژگان تر، دل خون و طوفان بهار، احساسات عمیق و آشفتهی او را نشان میدهند.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر میباشد.
شماره ۲۴۱ - خون گر نخورد زان لب میگون، چه کند کس؟
خون گر نخورد زان لب میگون، چه کند کس؟
مژگان تر و لب تشنه و دل خون، چه کند کس؟ ۱
از دست برون رفته عنان داری اشکم
طوفان بهار است، به جیحون چه کند کس؟ ۲
مژگان تر و لب تشنه و دل خون، چه کند کس؟ ۱
از دست برون رفته عنان داری اشکم
طوفان بهار است، به جیحون چه کند کس؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۰ - دل طلب کرد، از آن غمزه، عتابی که مپرس
گوهر بعدی:شماره ۲۴۲ - بسته پای چو من بی پر و بالی که مپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.