خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و جذبههای عاشقانه میگوید، از نگاه و تبسم معشوق که دلش را برده و شراب عشق از لبش نوشیده است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای شراب و مخمور است که ممکن است برای مخاطبان کمسن مناسب نباشد. همچنین درک عمیقتر آن نیاز به آشنایی با ادبیات و استعارههای شعری دارد.
شماره ۲۴۰ - دل طلب کرد، از آن غمزه، عتابی که مپرس
دل طلب کرد، از آن غمزه، عتابی که مپرس
به اشارت نگهش داد جوابی که مپرس ۱
یک تبسّم، دل مخمور مرا برد ز دست
در قدح لعل لبش داشت شرابی که مپرس ۲
به اشارت نگهش داد جوابی که مپرس ۱
یک تبسّم، دل مخمور مرا برد ز دست
در قدح لعل لبش داشت شرابی که مپرس ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - یک ره درآ به دیده و مستی بهانه ساز
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - خون گر نخورد زان لب میگون، چه کند کس؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.