خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیبایی معشوق و تأثیرات روحانی وصال با او سخن میگوید. تصاویر شاعرانهای مانند رخ مهتاب، مخمل خواب، و سیلاب به کار رفتهاند تا احساسات عمیق و زیباییشناسی را منتقل کنند.
متن دارای مضامین عرفانی و شاعرانهای است که ممکن است برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و ادبی داشته باشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و استعاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۰۱ - صفای عارضش، رنگ از رخ مهتاب بزداید
صفای عارضش، رنگ از رخ مهتاب بزداید
خیال خط او، از چشم مخمل خواب بزداید ۱
وصال، از یاد سالک می برد غم های دیرین را
به دامن بحر، گرد از چهرهٔ سیلاب بزداید ۲
سرت گردم، صبوحی کرده چاک پیرهن بگشا
که رنگ از سینهٔ خورشید عالمتاب بزداید ۳
خیال خط او، از چشم مخمل خواب بزداید ۱
وصال، از یاد سالک می برد غم های دیرین را
به دامن بحر، گرد از چهرهٔ سیلاب بزداید ۲
سرت گردم، صبوحی کرده چاک پیرهن بگشا
که رنگ از سینهٔ خورشید عالمتاب بزداید ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۰ - سختی به ضعیفان جهان بی سبب آید
گوهر بعدی:شماره ۲۰۲ - مکن کاری که حرفی از زبان من برون آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.