خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از تاریکی شب و امید به صبح (نماد بهبودی و روشنایی) سخن میگوید و از درد دل و رنجهای عاطفی خود مینالد. او از تشبیههایی مانند «داغ دل لاله» و «کاسهٔ پر از خون جگر» برای بیان عمق رنج خود استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند درد و رنج عاطفی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۰۶ - آن روز، شب تیرهٔ ما هم سحری داشت
آن روز، شب تیرهٔ ما هم سحری داشت
کز صبح بناگوش تو چشمم خبری داشت ۱
آن هم شده چون داغ دل لاله به ما خشک
این کاسهٔ ما بود که خون جگری داشت ۲
کز صبح بناگوش تو چشمم خبری داشت ۱
آن هم شده چون داغ دل لاله به ما خشک
این کاسهٔ ما بود که خون جگری داشت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵ - غافل که سینه، آتش آهن گداز داشت
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷ - ایّام غمم، مرا بهار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.