خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنجی میگوید که در سینه و دل دارد. دل او که پر از مهر و ناز بود، اکنون از جور و ستم خون شده است. نالههای بیپناهی او و خون ستمدیدگان بر گردن ظالمان است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و اشاره به رنج و ستم است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۵ - غافل که سینه، آتش آهن گداز داشت
غافل که سینه، آتش آهن گداز داشت
خون شد دلی که آن همه پیکان ناز داشت ۱
او را از جور، نالهء عجزی که باز داشت
خون ستمکشان اسیرش به گردن است ۲
خون شد دلی که آن همه پیکان ناز داشت ۱
او را از جور، نالهء عجزی که باز داشت
خون ستمکشان اسیرش به گردن است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - بیگانگی، به مشرب ما آشناتر است
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - آن روز، شب تیرهٔ ما هم سحری داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.